تبلیغات
مهدی رحمانی منشادی
مهدی رحمانی منشادی
اندکی صبر سحر نزدیک است. 
قالب سایت
moshavere.net تماس با ما
نظر سنجی
به نظر شما تقویت کدام بخش مفیدتر است؟








در این وب
در كل اینترنت

پرسش و پاسخ ثبتی


با فرمت PDF



http://s1.picofile.com/file/7564689137/Mozill.gif

منبع : وبلاگ عدالت




طبقه بندی: حقوق ثبت، اشتغال به وکالت،
[ جمعه 30 فروردین 1392 ] [ 12:58 ق.ظ ] [ مهدی رحمانی منشادی ]

کارگاه حقوقی


شامل 2 فایل تصویری با فرمت 3GP


فایل ها قرار داده شد





http://s1.picofile.com/file/7564689137/Mozill.gif

منبع : وبلاگ عدالت





طبقه بندی: فایل صوتی حقوق ، اشتغال به وکالت،
[ چهارشنبه 28 فروردین 1392 ] [ 02:56 ب.ظ ] [ مهدی رحمانی منشادی ]
http://s3.picofile.com/file/7461725799/tarfand_hoqoqi.jpg

 فایل صوتی
ترفند های حقوقی

 با فرمت mp3

تهیه کنندگان : مهسا آقای – سامان جعفری


فایل های دانلود قرار داده شد

قسمت اول و دوم از ترفند های حقوقی
موضوع : آشنایی با کلیات حقوقی

================================================

قسمت سوم از ترفند های حقوقی

موضوعات مورد بحث در این برنامه :


بخش اول ) شرط اساسی صحت عقود و معاملات : ۱- قصد و رضای طرفین (در این قسمت از برنامه راجع به قصد وتفاوت آن با رضا و تاثیر فقدان آن ها در صحت معاملات بحث خواهد شد و نیز توضیحاتی پیرامون انواع عقود – صحیح ، باطل ،غیر نافذ و معامله و عقود تحت اجبار و اکراه و نیز معاملات فضولی داده خواهد شد )

۲- اهلیت طرفین (در این قسمت شرایط اهلیت و نیز انواع حجر مورد بررسی قرار میگیرد و نیز در باب صحت و بطلان معاملات و محجورین توضیحاتی داده میشود)

۳- معین بودن موضوع مورد معامله

۴- مشروعیت جهت معامله

بخش دوم ) بررسی نکات و ترفند های حقوقی در قالب یک ماجرای واقعی



=================================================

 قسمت چهارم ترفندهای حقوقی مربوط به ارث و وصیت

موضوعات مورد بحث در این برنامه :

ابلاغ احکام و اخطاریه ها از طریق آدرس الکترونیکی اشخاص

رشد ۷ درصدی طلاق نسبت یه رشد ۲ در صری ازدواج در سال ۱۳۹۰

معاون حقوقی و پارلمانی وزارت دادگستری آخرین وضعیت ۱۰ لایحه مهم قضایی را شرح داد

نشست تخصصی با عنوان لایحه جدید قانون مجازات اسلامی ـ نوآوری ها و کاستی ها ” با حضور اساتید برجسته حقوق جزا و جرم شناسی کشور


=================================================
قسمت پنجم ترفندهای حقوقی

موضوعات مورد بحث در این برنامه :


 بخش اول : توضیح و مقایسه انواع شرکت های تجارتی
 بخش دوم :  بحث در باب ثبت شرکت های سهامی
بخش سوم : اخبار حقوقی
بخش چهارم : یک معمای پیچیده جنایی

=================================================
قسمت ششم از ترفند های حقوقی

موضوعات مورد بحث در این برنامه :


بخش اول : ادامه مبحث ارث (  شامل موانع ارث  یعنی کفر زنا قتل لعان )
بخش دوم : وصیت ( شامل توضیحاتی در مورد انواع وصیت و قوانین حاکم بر هرکدام از آنها و توضیح اصطلاحات حقوقی ای مانند موصی ، موصی به ، موصی له و وصی واختیارات و وظایف هریک از آنان و نیز در آخر توضیحاتی در باب انواع وصیت نامه )








http://s1.picofile.com/file/7564689137/Mozill.gif

منبع : وبلاگ عدالت




طبقه بندی: فایل صوتی حقوق ، اشتغال به وکالت،
[ دوشنبه 26 فروردین 1392 ] [ 10:21 ق.ظ ] [ مهدی رحمانی منشادی ]
بهترین و بدترین ( وکیل )
دکتر غلامرضا طیرانیان
 
هیچ فردی از افراد و هیچ قشری از اقشار و هیچ مقامی از مقامات را در جوامع بشری نمی توان یافت که به تمامی و تماما از بهترین و شایسته ترین و یا همگی از بدترین و ناشایسته ترین باشند. انسان ناقص است و به سوی کمال می رود. انسان های حقیقت جو ، در جهت اصلاح خود و جامعه آرام نمی گیرند و همواره با جستجوی میزان و معیارهای شایستگی ، به حاکمیت شایستگان در هر صنف و اجتماع می اندیشند و اگر خود از گروهی باشند که درباره افراد جمع و جمعیت خویش تعصب کور ندارند ، لاجرم با سنجش واقعیات موجود و جاری ، خوب یا بد ، در اصلاح گروه خود سخت تلاش می کنند. همراهان و همکارانی که به نیت پاک این خیرخواهان یقین دارند ، هرگز از خرده گیری همکار خویش نمی رنجند و آنان را به آرمان گرایی و خیالبافی و یا پرواز در فضای غیر ممکن ها متهم نمی کنند!
وکلای مدافع تربیت شده کانون های وکلای دادگستری ، نه هر کس که وکالت کند ، نیز از این باور جدا نیستند و آنان که عمری را ، از جوانی تا کهنسالی ، در تجهیز خود به علم و مهارت های عملی کوشیده اند ، باید بی پروا بار سنگین ارائه بهترین و بدترین های حرفه شریف وکالت دادگستری را بر دوش برند و از معرفی آنان و ادای وظیفه که شاید سبب رنجش برخی همکاران شود ، نهراسند و اجر خود را از معبودی بخواهند که خزائن همه خوبی ها و شایستگی ها نزد اوست.
بدترین ها گناه گمراهی و طمع ورزی و زیاده طلبی و حرام خواری خود را به تباهی جهان و ناکارآمدی صداقت و صلاح و امانت داری نسبت ندهند و خود را مبری نسازند. گر چه جهان آلوده است اما آن چنان آلوده نیست که همگان را در آلودگی غرق کند. ساختار وجود انسان به گونه ای نیست که قادر به حفظ سلامت خود در برابر حتی آلودگی های فراگیر نباشد. تاریخ جهان نشان داده است که آلودگی ها ساخته دست انسان هاست و خود فساد را پرورانده و افزایش داده اند. بسیارند انسان هایی که توان بازگشت به سوی صلاح و پاکی را دارند : چه گل های معطر و زیبا و انسان های مقدسی که از میان آلودگی های ساخته بشریت جاهلی برخاستند و بر فساد چیره شدند و تاریکی ها را شکافتند و با پذیرفتن رنج ها و با سینه ای گشاده و امیدی فراوان ، دیگران را نیز همراه خویش از عمق فساد و گمراهی به سوی صلاح و پاکی بردند. درود بر آنان باد ! حال درباره خوبان و بدان در جامعه وکالت دادگستری سخن باید گفت.


وکیل خوب ، قبل از ورود به تحصیلات نخستین ، در ایام کودکی و در نوجوانی که در طریق درس و معرفت گام برمی داشت و پیش از آن که با جامعه آشنا شود و نیز چون به تحصیلات عالیه روی آورد و حتی در آن زمان که تصمیمی قاطع درباره آینده شغلی و زندگی خود نگرفته بود ، خود را بی اختیار عاشق حق می دید و شاد می شد چون از حق دفاع می کرد. او در سنین نوجوانی با دوستانی همراه و هم سو می شد که یاور حق و مدافع مظلوم بودند. تجاوز به حریم و حقوق همدرسان و دوستان خود را نمی پذیرفت و برافروخته در برابر متجاوز می ایستاد و مقاومت می کرد و زخم ها بر می داشت و در صورت ضعف جسمانی در برابر قوی ، با زبانی تند و با چهره ای نشان از ناخشنودی ، از کودکان و جوانان خودخواه و متجاوز به حقوق دیگران ، بیزاری می جست و آنان را تقبیح می کرد.


   ● وکیل بد ، در ایام خردسالی در جهت منافع خویش ، دوستان مدرسه را به دو گروه تقسیم کرده بود: گروهی قوی جثه و تنومند و در بذل و بخشش توانمند و به لباس زیبا آراسته و با پدرانی مرفه و صاحب منصب و مرکب. این طفل بدنهاد نمی دانست روزی به حرفه وکالت روی می آورد ، ولی بی اختیار به این گروه و تبعیت و تسلیم در برابر اینان گرایش داشت و با اندیشه بهره مندی از آنان ، لبخند حقارت و تملق بر چهره می آورد.

گروه دوم کودکان و نوجوانانی بودند در زمره ضعیفان و نیازمندان با دستانی خالی نه با خود بویی داشتند از خوراکی های لذیذ و نه عطری از چشیدنی های شیرین و شور و نه سکه هایی در جیب. دارای لباس هایی مندرس ، پای پیاده می رفتند و می آمدند. پدرانی داشتند عاری از مال و جاه با چهره ای نشان از فقر و چون نفعی از این گروه برای خود نمی دید با بی حرمتی از آنان دوری می جست و در تعارضات و تنازعات بین اطفال مدرسه ، همواره ضعیف را قربانی قوی می کرد و سود می برد. او یا حق را نمی شناخت و یا در برابر تجاوز و ستمگر ، از همان کودکی در اندیشه لذت خود ، آن جا می رفت که منافع ، او را می برد.

***
   ●وکیل خوب ، در خانه ای سرشار از تعادل و با تقوی چشم به چهان گشود : شجاعت ، صلابت ، همت ، بزرگ منشی و تیزهوشی را از پدر و فداکاری و عطوفت و عشق را از مادر خود ودیعت گرفت. او به زر و سیم خاندان خود نمی نازد و در فقر و تنگدستی خود را در برابر اغنیا نمی بازد. او یکسان در فقر و غنا ، احساس بی نیازی می کرد. در انسانیت خود را برتر از دیگران نمی دانست و هرگر به پستی و مذلت در برابر قوی تن نمی داد. او می دانست گنج جز به رنج عاید نمی شود.
او از خردسالی با سختی های بسیار خو گرفته بود و از تن پروری و راحت طلبی می گریخت. او خود را بی سبب بستانکار همگان نمی دانست تا تجاوز به مال دیگران و مفت خواری را حق خود بداند. گویی پدر و مادر او وظیفه خود می دانستند که فرزند خویش را برای طی طریق حق تربیت کنند. چه نیکو تربیت کردند او را.
   ● وکیل بد ، زندگی را در خانه ای آغاز کرد همواره ناآرام و در طوفان. نه ایمانی بر آن حاکم بود و نه عشقی که سبب پیوند پدر و مادر باشد. او هرگز نشاط کودکی و محبت را تجربه نکرد. آغوشی از مهر و فداکاری نبود که او را بپذیرد. آن گاه که پدر مالی به چنگ می آورد به فساد و ناآرامی در خانه پایان می یافت.
مادر از ستم شوی خود رنگ بر چهره نداشت. او غم و رنج مادر و ستم پدر را می دید. مادری جوان با چهره پیران و پدری با خشم و همیشه در فریاد. در دوری از پدر و مادر نه انسی را آموخت و نه مهربانی را آزمود. پدر در تهی دستی و ناتوانی خود را خوار می کرد و در برابر توانمندان به خفت سر تعظیم فرود می آورد و چون صاحب مال می شد ، بی اعتنا به نیاز خانه و فرزندان ، در جهت لذت خود هزینه می کرد.
او پیوسته در آرزوی عشق مادر ، هرگز گرمای آغوش او را احساس نکرد و با عقده ای فراوان رشد یافت.  

***
  ● وکیل خوب ، با همه توانایی خود در ادامه تحصیل در علوم ریاضی و تجربی ، با عشق و انگیزه حمایت از حق و اجرای عدالت و شناخت روابط انسان ها به سوی علوم انسانی جذب شد . در طول تحصیلات عالیه با بهره از بهترین ایام عمر و جوانی خود ، در اندوختن علم پای می فشرد و لحظه ای را به غفلت سپری نکرد . او چون حق و تکلیف را شناخت ، هر روز بیش از پیش دلباخته علم حقوق و کتب و اساتید این علم شد .
او دریافت که پیشاپیش باید بخش هایی از کتب را مطالعه کند که استاد تدریس خواهد کرد تا اندک ابهامی در دروس برای او باقی نماند و قادر به بحث و گفتگو با اساتید خود باشد . این گونه او طرف عنایت بسیاری از اساتید  علم حقوق و در زمره علم آموزان برجسته قرار گرفت و آینده نیکویی را برای خود بنا می نهاد .  او بخشی از ساعات روزگار جوانی خود را به تفریحات سالمی اختصاص می داد که رشد جسمی و روحی او نیز فراهم شود . او از نوجوانی تنظیم برنامه و استفاده از زمان را برای زندگی می آموخت تا بیهودگی و کاهلی او را تباه نسازد . همه دوستان او را تلاشگر در تحصیل علم و آماده در صحنه ورزش می شناختند.
  ● وکیل بد ، ناتوان درفهم و تحصیل علوم دیگر به گمان آسانی به علوم انسانی روی آورد . او به هیچ علمی گرایش نداشت و عمر خود را در مسیر تفریحات بیهوده و ناسالم سپری می کرد .  
 او با اکراه و با ورود به مباحث علوم انسانی ، دریافت که علم حقوق نیز برای او جاذبه ای ندارد ، زیرا هرگز درباره روابط حقوقی انسان ها و احقاق حق و تسلیم در برابر عدالت نیندیشیده بود . او نه حق را باور داشت و نه تکلیف را . او ناگزیر به کمترین شایستگی برای قبولی در مدارج درسی تن می داد .  اگر به استاد ، سلامی و کرنشی داشت نه از باب احترام به علم  و استاد که به طمع تحصیل همین کمترین بود . او به علم حقوق به عنوان ابزاری می نگریست برای ورود به روابط انسان ها و گرایش به سوی قوی و غنی و تحصیل سود سال ها پیش از دیگران تحصیلات عالیه را به گونه ای ناقص در پایین ترین مرتبه به پایان رسانید .
***
  ● وکیل خوب ، پیشاپیش خود را شیفته و شایسته حرفه مقدس وکالت دادگستری می دید و در انتظار پایان تحصیلات حقوقی لحظه شماری می کرد و با عزمی راسخ و بدون اندکی تردید با حضور در آزمون و با کسب امتیاز برجسته به افتخار کارآموزی وکالت در کانون وکلای دادگستری دست یافت و چون خود را در زمره پذیرفته شدگان دید ، به مانند تشنه کامی بود که به چشمه زلال کامیابی رسیده است.    
خوبان را به خوبان می سپارند ، آن چه پیش آمد به اراده نیرویی نامرئی بود که دوستدار و حامی نیکان و خوبان است . استادی که او را به همت و سخت کوشی و هوشیاری می شناخت و آینده درخشانی را در چهره او می دید ، او را به وکیلی باتجربه از خوبان جامعه وکالت معرفی کرد تا در ایام کارآموزی هدایت و سرپرستی او را بپذیرد . دو انسان شایسته یکی در نقش معلم و او در نقش متعلم ، هر دو حرمت یکدیگر را نگه می داشتند و سخت پای بند به وظایف خود بودند و از بحث و مناظره با یکدیگر لذت می بردند . وکیل سرپرست نیز از خوبان بود ، هر آن چه در حوزه عمل اندوخته بود ، بی دریغ در اختیار کارآموز خود می گذارد و او را شایسته این همکاری می دید و رشدی فزاینده در او احساس می کرد . او نه به علم و نه به عمل بسنده نمی کرد. او علم را در مجرای عمل به کار می گرفت و عمل را در تطبیق با علم می آموزد ، این گونه بود که در اختبار پایانی نیز در زمره کارآموزان ممتاز شناخته شد . سرشار و مجهز برای ورود به میدان وکالت دادگستری .
  ● وکیل بد ، در نخستین آزمون پذیرفته نشد و  به کانون وکلای دادگستری  راه نیافت . او به تلاش و قبول سختی خو نگرفته بود ، در آزمونی دیگر ، در پایین ترین رتبه کارآموزی وکالت دادگستری را آغاز کرد . او در حرفه وکالت دادگستری به زر و سیم ، زر و سیمی که در مسیر و پایان وکالت نهفته است می اندیشید و دیگر هیچ . او با تحصیلات حقوقی ، که سخت به پایان  رسانده بود ، خود را شایسته وکالتی می دانست که نیاز به کارآموزی ندارد . او تنها برای ورود به جامعه وکالت تحصیل مدرک کرده بود . او با تصویری که از وکالت داشت به علم و مهارت های عملی محتاج نبود . او وکالت را سفره رنگین بی زحمت و در مسیر و انتهای آن انباشته هایی از زر و سیم می دید . او در جستجوی وکیلی بود که در این راه از تجربه های شیطانی سود برده باشد و به او نیز بیاموزد .
بدان را نیز به بدان می سپارند . در اندک زمانی کارآموز بد ، فریب ها و نیرنگ ها را از استاد باتجربه خود به سهولت فراگرفت . او دریافت که علم تقوی نمی سازد . علم چراغ روشنی است برای دیدن راه ، راهی که خود به هدف می رسد . هدف پاک یا هدفی ناپاک . معلم ناصالح ، قوانین و فنون عملی را به او آموخت تا در راه رسیدن و تامین خواسته های ناروای موکلین خود ، از علم و مهارت خود ، به خدعه ، بهره گیرد.آموخت آن چه را که در انطباق کامل بود با روح روان ناپاکان تا لذت برد از اغوای دیگران او پس از تجدید و تمدید کارآموزی ، روزی او را در زمره کارآموزان شرمنده از اختبار ، برای ورود به وکالت پذیرفتند ، در انتظار صدور پروانه وکالت پایه یک دادگستری . او وکلای شایسته و خوبان را که خود را پیرو حق و عدالت می دانستند ساده اندیش و خود را قهرمان فریب و نیرنگ می داند . در انتظار مزدوری برای نابکاران که به خدمت آنان درآید و منافع آنان سهیم شود .
***

  ● وکیل صالح ، گرچه خود را برای دفاع از صاحبان حق و ورود به عرصه عدالت به علم و تجربه آراسته و مجهز می دید ، ولی قلب او می تپید در انتظار انعقاد میثاق با خالق حق و میزان دار قسط و عدالت . او تنها با ادای سوگند خود را شایسته تلاش در حرفه وکالت می داند ، حرفه ای که قداست خود را از حق و حق تعالی کسب می کند . او به نور سوگند در مسیر وکالت به حرکت درمی آید . او با دلی سوگند یاد می کند که جایگاه خالق هستی است . سوگند یاد می کند که جز از حق پیروی نکند و در راه عدالت قیام کند . او جز شرف و شرافت انسانی ، از خود چیزی ندارد و تمام این دارایی معنوی را نزد خدای قادر متعال وثیقه می گذارد . او در عظمت امضای سند بندگی خود در برابر خالق ، می لرزد ، گرچه می داند که توان حفظ سوگند خویش را دارد و هیچ منفعت و  یا خوف ضرر و  بیم از قدرت او را در برابر سوگند متزلزل نمی سازد .
او با صدای رسا برخاسته از درون پاک خود معانی سوگند را بر زبان جاری و به قلب خود بازمیگرداند. او با ایمان راسخ به استواری حق و سستی باطل و با دو بال علم و عمل آماده پرواز است از دنیای الفاظ به اوج دنیای معانی که معنی حقیقت زندگی است و خزائن معانی نزد خالق متعال است .
  ● وکیل ناصالح ، آماده و در تعجیل است برای ورود  به میدان امحاء حق و احیاء باطل . او جهان را بر باطل و تقوی و ایمان و میثاق را افسانه و اسطوره ای می انگارد که تأویلی بیش نیست و سخن حق را بیهوده می شمارد که در قصه و قلعه دیو و پری باید جستجو کرد . او قصد دارد زندگی و حرفه وکالت را بر اساس واقعیاتی بنا کند که در زوایای فاسد تباهی به هر حال جاری است . او حقیقت و حقایق را از اوهام و تخیلات می داند و در شگفت است که الفاظ و عبارات سوگند ، چگونه قادر به مراقبت از اوست ، آن گاه که منافع با پای خود به صوی وکیل می آید ، او برای میثاق و پیمان معنی و اعتباری نمی پذیرد . او خود را آزاد و از سلطنت الهی بیرون و سوگند را تنها تشریفاتی زائد می داند که برای اخذ پروانه وکالت پایه یک دادگستری ناگزیر باید ذیل سوگندنامه را امضا کند . او پیرو منافع خویش و در جستجوی سیم و زر است . او نقض عهد خود را آموخته و بارها آزموده بدون بیم از انسان های پیدا. او سهل تر می داند شکستن سوگند خود را در برابر خدایی که او را نمی بیند و ناپیداست. او آن چه را می بیند می پذیرد و خود را پای بند غیب و عالم ورای محسوسات نمی کند . او می پندارد که زندگی در دنیای الفاظ و جهان خاکی پایان می پذیرد ، دنیایی که جایگاه جدال برای بقا و تحصیل لذت و منافع است . او بالبخندی از تزویر سوگندنامه را امضا می کند تا آخرین مانع را نیز موذیانه برای ورود به وکالت از پیش رو بردارد .
 
***
  ● وکیل صالح ، مشعوف و مسرور از استقلال و عبور خود از سختی ها ، در انتظار ورود موکل است. نخستین مراجعه کننده ای که امروز ، او را وکیل پایه یک دادگستری می شناسد . این خود آزمونی دیگر است . قبول وکالت از او به موافقت هیچ مقامی موکول نیست . ناگهان به خاطر می آورد سوگندی را که قبول وکالت را مقید ساخته به موافقت حافظ حق . عقد وکالت با دو قصد و رضا به تنها منعقد  نمی شود رضایت آن ثالث یکتا نیز ضرورت دارد .
انسانی وارد می شود در فضایی که نمی پذیرند ، مگر حق باختگان و ستمدیدگان را برای حمایت . این جا دفتر وکیل صالح است . او حرمت همه انسان ها را بر خود واجب می شمرد ، به احترام در برابر تازه وارد به احترام و ادب برمی خیزد. اما با صلابت و متانت نه بسان نیازمندان مزدور . سخن  آغاز می شود. او با دقت تمام سخنان را می شنود . او هنر شنیدن را آموخته است و در جستجوی حقی است که باید پایه اولیه دعوی را بسازد.
مشکل شما چیست و علت مراجعه شما کدام است ؟
- پدر سالخورده و در بستر افتاده ای داشتم سخت بیمار . حمایت و پرستاری او را در پایان عمر تنها بر عهده خود داشتم و دیگر فرزندان پدر ، در داخل و خارج از کشور ، هر یک سرگرم زندگی و کسب و معاش  خود بودند و بی اعتنا به پدر بیمار خود و او را در استیصال تنهایی رها کردند . از پدر خواستم که تمامی اموال خود را به پاس دریافت خدمات پرستاری که به او ارائه می کردم به من صلح کند . پدر هر نوع واگذاری اموال خویش را بدون حضور فرزندان دیگر خود میسر نمی دانست . اصرار من سودی نداشت . من از پدر پرستاری کردم . اموال او حق مسلم من است نه سایر فرزندان که او را  در بستر بیماری گذاردند و رفتند . خواسته من از شما به عنوان وکیل دادگستری این است که از من مزد کافی بگیرید تا اموال پدر به من تعلق گیرد و برادران و خواهران  مرا از میراث پدر بی نصیب سازید.
- پرستاری از پدر افتاده قابل تحسین است . اجر زحمات بی دریغ شما نزد خداوند محفوظ است ،ولی به حکم شرع و قانون خواسته شما قابل اجابت نیست و باید به سهم الارث خود بسنده کنید . من مانند هر وکیل دادگستری دیگری در انتظار حق الوکاله ام ، ولی نه به بهای نقض حقوق برادران و خواهران شما. مرا معذور دارید از این پیشنهاد ناصواب ، گرچه سخت به حق الوکاله ام نیاز دارم !
- می گفتند وکلای دادگستری هر ناشدنی را ممکن می سازند و از قانون به کمک تبصره های آن می گریزند و مزد خود می ستانند . شما می توانید خواسته مرا ممکن سازید . لحظاتی پس از مرگ پدر، این صلحنامه را که از پیش تنظیم شده بود با اثر انگشت پدر مسجل ساختم که به  موجب آن ، پدر تمام اموال منقول و غیرمنقول خود را به من صلح کرده است .
- هر چند اقدام شما جرم و خیانت است ، ولی سپاسگزارم از این که حقیقت را بیان کردید . وکیل دادگستری در قید سوگند خود باشد خود را آلوده نمی کند و با اخذ مزد به پستی تن نمی دهد .
  ● وکیل ناصالح ، نیز در انتظار طعمه ای به نام موکل است تا در دام گسترده او پای گذارد و وکالت او را هر آن چه باشد حق یا ناحق بپذیرد . در نظر او حق معنی ندارد . حق آن نیست که در قوانین نگاشته اند . حق هر آن چیزی است که رأی بر تثبیت و اجرای آن صادر شود گرچه با مکر و حیله به  دست آید . اخذ مزد کلان ، شیرین تر از احقاق حق است . حق الخیانه نرخی چندین برابر حق الوکاله دارد و با آن می توان موکل را به مقصود رسانید . اکتفا به حق الوکاله که ناچیز است ساده لوحی است! موکل باید زر و سیمی را که همراه آورده در دفتر وکیل بگذارد ! در باز و موکل وارد می شود . او فرزند همان پدری است که پس از سال ها بیماری به  سختی جان داده است . در برابر وکیل نوپا این گونه سخن آغاز می شود :
- به توصیه جنابعالی صلحنامه ای را که تنظیم نموده بودید ، به خطی دیگر و ناشناس تحریر کردم و چون پدر عمر به پایان رسانید ، لحظاتی پس از اطمینان به فوت او ، به دستور شما صلحنامه را به اثر انگشت پدر مزین کردم ، کاملا به  طور وضوح . حال به وعده خود وفا کنید . این من و این مدرک صلح و این شما . کار را به شما می سپارم .
- کاری بس خطرناک است ، اگر پنهان نماند . وکیل حافظ سر موکل است ولی حفظ اسرار و سکوت وکیل  مزدی جدا می طلبد . شما مرتکب جرم و نسبت به براداران و خواهران خود مرتکب خیانت شده اید  . من خود را به مزدوری به شما فروخته ام . ثمن آن قلیل نیست . من در اقامه دعوی و تعقیب آن همواره در تشویش اضطرابم و این نیز خود بهایی گران دارد و چون با حق الوکاله مقرر جمع گردد بیش از نیمی از اموال مورد صلح را شامل می شود و من وکالت شما را نمی پذیرم مگر آن که فی المجلس نیمی از آن را در این صلحنامه که تنظیم نموده ام واگذارکنید و الا رهایی از این دام که خود خواستید ، ممکن نیست .
- مرا اغوا کردید و فریب داده اید ، جز تفویض وکالت و قبول شرایط آن چاره ای نمی بینم !
- برای آغاز کار باید هزینه نقدی آن را معادل ده درصد بهای اموال بپردازید . من خواهران و برادران شما را فاقد اقامتگاه معلوم اعلام می کنم تا نخستین رأی در غیاب ایشان  صادر و خواسته شما پایه گذاری شود
وکالتنامه تنظیم و وکیل و موکل آن را امضا می کنند . وکیل قبل از اقامه دعوی در جستجوی دادگاهی که با شرکت در حق الوکاله رأی به سود موکل صادر کند . او برای پیشرفت دعوی به استدلال عقیده ندارد . تطمیع و التماس را کارسازتر می داند . روزها برای رسیدن به مقصود ،همگان را می آزماید و دادگاهی نمی یابد که در این خیانت او را یاری کند و در حق الوکاله با او سهیم شود . مأیوس از این تلاش ، ناگزیر دعوای باطل را اقامه می کند و از حق و عدالت شرم نمی کند .
صالحان ، وکیل صالح را می شناسند و به او روی می آورند و برای استیفای حقوق خود او را به یکدیگر معرفی می کنند . علم و تقوی او سرمایه ای مادی و معنوی برای اوست ، گرچه مدتی سختی و درآمد اندک را پذیرفت . او در شهر و دیار خود از شهرتی مقدس برخوردار است . او را حامی حق و ضامن عدالت می دانند . او از مردم خشنود و مردم به وجود او شادمانند . مراجع قضایی حفظ حرمت او را بر خود واجب می شمارند و یقین دارند او تنها وکالت صاحبان حق را می پذیرد و در احقاق حقوق موکلین خود سخت می کوشد .
او نیز از رفاه در زندگی بهره مند است. هرگز اموال و اولاد سرمایه رنج و عذاب او نیستند . با خانواده ای که سعادتمند و مفتخر به وجود او ، به  خود می بالند .
ناصالحان و مزدوران و بدکاران وکیل ناصالح را به خدمت می گیرند . او شأن و شخصیتی نزد موکلین خود ندارد و برای تجاوز به حقوق دیگران او را به مزدوری می گمارند . او جامعه وکالت دادگستری را نیز بدنام کرده و بدخواهان وکالت به سفسطه در بدنامی وکالت او را مثال می زنند . مراجع قضایی از مراوده با او پرهیز می کنند . همه حق طلبان از او می گریزند که عفونت او آنان را فرانگیرد . در هنگام مطالعه پرونده ماموری بر او می گمارند تا اسناد و مدارک از گزند او محفوظ بماند . دفتر او محل تردد جانیان و خائنان است
او مال بسیاری به دست آورده است . او از زندگی مرفه خود سودی نمی برد.در بیداری و خواب همواره در اضطراب است . خانواده و فرزندانی گستاخ و پراکنده دارد که برای پدر احترامی نمی شناسند . او در خانه و بیرون از خانه منفور است و این شقاوت مزد خیانت اوست . او حامل ثروت است نه منتفع از آن . او در انتظار صدور کیفر خواست از سوی دادسرای انتظامی کانون وکلای دادگستری است و با صدور آن ابطال پروانه وکالت او نزدیک است .
وکلای ناصالح که اوصاف آنان گذشت ، گرچه تعدادی انگشت شمارند ، ولی فساد و خیانت ، نمایشی برجسته دارد که مانع دیدن صالحان و صادقان می گردد . فساد وکیل ناصالح نه از باب ورود به حرفه وکالت است که او به هر شغلی روی می آورد ، خود آن شغل را نیز فاسد می کرد .   
 
***
همکاران رنجیده خاطر نشوند . همه تلاش کنند که این اندک آلودگی را نیز بزدایند و وکیل ناصالح را از جامعه پاک وکالت دادگستری برانند تا ناصالحان سبب خشنودی بدخواهان و وسیله تسکین بیماری درون آنان نشوند و راه تبلیغ های مغرضانه و سخن پراکنی های نابخردانه علیه وکالت دادگستری بسته شود .
همه به خوبی آگاه اند و خردمندان بی غرض می دانند و به زبان نیز می گویند که ناصالحان در تمامی مشاغل اجتماعی مشغول خیانت به حق و عدالت اند . سایر گروه ها نیز خود باید از خود سخن گویند و حقایق را کتمان نکنند . معرفی ناصالحان سایر مشاغل و توصیف آنان جسارت می خواهد . آنان خود با  بهره از اقتدار خویش معترض و منتقد را به دام اتهام می افکنند ! 
آن ها که خواهان حقیقت اند به زندان ها و بازداشتگاه ها بروند . متهمان و ناصالحان مشاغل دیگر را بشمارند . در مقایسه بی طرفانه معلوم خواهد شد که جامعه وکالت دادگستری همچنان جزء پاک ترین و  شایسته ترین مشاغل اجتماعی و زندگی ساز امروز است . هیچ کس بر حسب فطرت فاسد نیست . راه بازگشت برای آنان که به مرز فساد نزدیک شده اند و غرق در منجلاب نشده اند گشوده است . خدای آنان را هدایت فرماید .
والسلام علی من اتبع الهدی
 
نشریه مدرسه حقوق - کانون وکلای دادگستری اصفهان- شماره  51



طبقه بندی: اشتغال به وکالت،
[ یکشنبه 25 فروردین 1392 ] [ 02:30 ق.ظ ] [ مهدی رحمانی منشادی ]

ویژگی ها و شرایط یك وكیل خوب و موفق

استادی فرزانه و آشنای همه، از سر ورزیدگی و دلسوزی به همكاران آمده از دور و نزدیك، در یك گردهم آئی چنین پند می داد. وكیل باید نخست خود موكل را دادرسی كند و هرگاه پی برد راست می گوید به دادخواهی از سوی او برخیزد. سخنی نغز و بخردانه كه جای اندیشیدن و به كاربستن دارد.

به راستی اگرچه وكالت در شمار پیشه های آزاد است. اما كمی ژرف نگری و سنجش آن با دیگر گونه ها روشن می سازد كه جدای از همه آنهاست و آشكارترین نشانه این جدائی كه در رای وحدت رویه شماره۶۰۷-۲۰/۶/۱۳۷۵ هیئت عمومی دیوان عالی كشور هم آمده است آنكه چون كار وكیل از برازندگی ، شایستگی و گوهرنهادی خود او بالا می گیرد. نه از جایگاه و خوشنمائی دفتر وی پس از حقی كه دیگر پیشه های آزاد در دنبال دارند برخوردار نیست.

 

گفته اند قاضی و وكیل دوبال فرشته دادگستری اند. نمادی دل انگیز از همراهی دو كارگزار هریك از سوئی برای به انجام رسانیدن آرمانی خدائی. اما چنانچه دوبال یكی شود. آیا كارشدنی خواهد بود؟

نامی شدن دراین كار درگرو چونی نه چندی آنست و اینكه وكیل تا چه اندازه می تواند به كمك دانش و آزمودگی و چیره دستی خود حقی را زنده كند. نادرستی را از میان بردارد و دست ستمی را كوتاه سازد. البته اگر توان گردآوری چون و چند با هم باشد زهی نیك بختی.


دستگاه قضائی به سبب ماهیت كاری آن اصولاً دارای مراجعین ناراضی و گله مندمی باشد ، عموم مردم اظهار نارضایتی از آن می نمایند ، مخصوصاً افرادی كه رای به ضررآنان صادر می گردد ، برخی ازاین افراد برای ارضاء روانی خود ، انواع تهمت ها و تخلفات را به قاضی صادركننده حكم وسایراعضاء دادگاه نسبت می دهند و جو ناسالمی علیه آنها بوجود می آورند بدون اینكه حرف ها ومسائل ادعایی چنین افرادی استناد یا محملی داشته باشد وگاه اقدامات افراد كلاهبردار ودلال مآب نیز قضیه را تشدید می نماید مثلاً با اخذ وجه از یكی از طرفین كه حالا محكوم له واقع شده است ، مدعی پرداخت آن به فلان شخص می گردند و به هرحال بنحوی به گوش محكوم علیه می رسد كه درذهن خود آنرا یك عمل قطعی فرض می نماید و همه چیز را به دادگستری نسبت می دهد ، وظیفه یك وكیل است كه از حیثیت دادگستری و دیگران دفاع كند و نگذارد بی دلیل چهره ی افراد خوب در اذهان مخدوش شود ، زیرا حفظ قداست و ابهت دادگستری یعنی حفظ نظم و قانون و حرمت افراد ، ومطمئناً كسانی كه شان دادگستری را رعایت ننمایند ، حرمت وكیل و كارشناس ودیگران رانیز رعایت نخواهند كرد ، پس وكیل خوب باید تحت هرشرایطی در عمل و درگفتار خود با چنین افرادی همداستان نشده و درشناساندن جایگاه و شان رفیع قضاوت ودستگاه قضائی بكوشد ، عمل اشتباه یك نفر را به كل دادگستری تعمیم ندهد وزحمات صادقانه ومسوولانه قضات و كاركنان صحیح العمل را هدر ندهد . منصفانه و واقع بینانه با قضایا برخورد كردن و پرهیز از احساسی نگاه كردن به قضایا ، بسیاری ازمشكلات را حل می كند .

مبادا برای توجیه شكست خود در پرونده ( البته شكست به زعم بعضی افراد ، چون وكیلی كه وظیفه خود را بدرستی انجام داده باشد ، نتیجه ولو به ضرر موكل او تمام شود شكست محسوب نمی شود ) مثل بعضی افراد از واقعیات غافل شود و فقط چند نكته مثبت به نفع خود را ببیند . باید بدون اینكه مشكلات خود را درذهن تصور نماید، سعی كند درهمه حال بی طرفانه داوری نماید و عادلانه قضاوت كردن را در ذهن خود تمرین كند و آنرا در تمام شوون زندگی خود ولو زمانی كه خود یك طرف قضیه هست بكاربندد.

شاید هیچ شغل و حرفه ای به اندازه وكالت مستلزم برخورد و جدل با همكار خود نباشد زیرا هر وكیل اصولاً باید معتقد به استحقاق موكل خود نسبت به موضوع دعوی و درامور كیفری معتقد به بی گناهی موكل خود حداقل در اوصاف اتهام انتسابی باشد ، از طرفی وكیل طرف دیگر دعوی نیز اصولاً معتقد به حقانیت ادعای موكل خود و خواستار حكم به نفع موكل خویش و احقاق حـق می باشد ، این وضعیت خواه ناخواه شرایطی بوجود می آورد كه مستلزم رد و بدل استدلالات و مباحث گوناگون می شود و حتی گاهی ممكن است وكلا با شدت و حدت زیادی به بحث بپردازند و شاید هم به اقتضای وضعیت كلام هم را قطع و نكته ای را یاد آوری نمایند ( گر چه اصولاً نباید چنین باشد ) دراین حالات اگر و كیل كم تجربه باشد یا كنترل خود را از دست بدهد ممكن است صحنه این نوع جلسات به صحنه ی جر و بحث و كار و زار تبدیل و هرطرف به نوعی در صدد تحقیر و تخفیف همكار خود برآید و حتی كار به جاهای باریكتر برسد و خدای ناكرده به عنوان نمودن ضعف های احتمالی شخصی هم بپردازند و ... ،در حالی كه این گونه اعمال به هیچ وجه در شان و شایسته وكیل نمی باشد ، یك وكیل باید بداند كه طبع كار او چگونه است ، بنابراین به مقتضای این كار خود را از هر نظر آماده نماید ، هم از نظر تسلط علمی ، هم از نظر خونسردی درمباحث و عكس العملهای مختلف در جلسات مهم و پرشور ، و هم از جهت رعایت اخلاق و ادب و نزاكت جمع، مخصوصاً همكار خود كه درمقـابــل او ایـستــاده است.

 

بنظر می رسد یكی از راههای خونسردی و متانت در دفاع ، تسلط علمی بر قضیه و اشراف كامل بر موضوع و زوایا و جزئیات پرونده است كه وكیل از قبل بر نقاط قوت و ضعف حقوق موكل خود و طرف او آگاهی می یابد و به اقتضای وضعیت ، در جلسه دادگاه نیز عكس العمل مناسب نشان می دهد كه نیاز به برافروختن و خارج شدن از حد اعتدال نباشد .


طبق آموزه های دینی و براساس منطق عقلی و وجدانی و اصول رفتار اجتماعی و انسانی، صلح وسازش مورد تشویق و تاكید قرارگرفته است و افرادی كه در این زمینــه فعالیــت می نمایند و توانائی حل وفصل اختلافات و مناقشات را دارند ، همواره مورد احترام و تكریم مردم بوده و به نوعی بر قلوب اشخاص حكومت می نمایند ، ازجمله اشخاصی كه می تواند در زمینه صلح و سازش موثر و فعال باشد وكیل دعاوی است ، زیرا به سبب ماهیت شغل ، افراد زیادی كه بنحوی با دیگران دارای اختلاف و تضاد منافع می باشند ، جهت دریافت مشاوره و ارائه راهكار تخصصی و یا پذیرش وكالت و طرح دعوی به وی مراجعه می نمایند ، دراین حالت وكیلی كه مسلط به امور باشد و احساس مسوولیت بیشتر نماید و همواره مصلحت واقعی مراجعین و موكلین و مردم را در نظر داشته باشد می تواند زمینه صلح و سازش را فراهم نماید و این امر می تواند به طرق گوناگون به منصه ظهور برسد . در این حالت وكیل به خوبی می تواند به اقتضای قضیه وی را آرامش دهد و ازتصمیمات عجولانه وی جلوگیری نماید و وكیل نیز نباید از روی احساس تصمیم گرفته ، سریع تابع عواطف شده ، عقل و منطق را فراموش نماید یا در مواردی گرچه حق با مراجعه كننده و موكل باشد ، اما ممكن است با مذاكره و دعوت طرف وی و جدیت در حل و فصل قضیه و اندكی كوتاه آمدن از چیزی كه موكل تاكید برآن دارد و به اصطلاح با تخفیف معقول خواسته ، می توان موضوع را به خوبی به پایان رساند ، بدون اینكه ماهها یا حتی سالها گرفتار كشمكش در دادگستری و مراجع دیگر شد. پس اقدامات مصالحه جویانه وكیل قطعاً یكی از مواردی است كه در افكار عمومی و دادگاهها وكیل را بعنوان وكیل خوب جلوه می دهد و همین امر خیلی مهم خواهد بود ، گرچه ممكن است تاثیر آن فوری و آنی نباشد ، بعلاوه اجر معنوی آن قابل قیاس بامادیات نخواهد بود و از یاد نبریم كه روزیِ ما مقدر شده و روزی رساننده خالق هستی است . در هرصورت به نظر می رسد وظیفه انسانی ، اخلاقی ، شرعی و قانونی وكیل اقتضای این امر را دارد كه به هرنحو ممكن (بــطور متعارف ) درجهت اصلاح بین طرفین بكوشد .

 

همانطوری كه قبلا نیز گفته شد ازجمله مشاغلی كه به عنوان شغل شریف شناخته شده اند وكالت وقضاوت است ، اینكه چرا این مشاغل را شریف دانسته اند دارای عللی است یكی از علل آن قطعاً فرض عالمانه عمل كردن شاغلان این مشاغل ونقش علم ومعنویت واندیشه وتفكر در این دو شغل است ، عالمانه كار كردن نیز مستلزم داشتن روحیه علم جویی ، مطالعه وتحقیق وانتقادپذیرمی باشد زیرا علاوه براینكه علم حقوق بسیار گسترده است ، موضوع های حقوقی نیز فوق العاده دامنه داربوده ، هرروز گسترده تر می گردد ، واز همه مهمتراینكه چنین اموری زائیده فكر انسانها می باشند هرانسانی خود دنیایی گسترده است ، بنابراین یك وكیل خوب برای درك صحیح قضایا ناچار به داشتن تجهیزات اولیه می باشد . داشتن مدرك كارشناسی یا كارشناسی ارشد واز این قبیل كفایت نمی كند ، بنابراین برای انجام دفاع عالمانه و انجام وظیفه بهتر یا قضاوت عادلانه ،صرف استناد به ظاهر چهار ماده قانون كه ممكن است در زمان وضع آن حتی تصورحدوث موضوع پرونده برای واضعین آن امری محال بوده باشد ، نمی تواند راه گشا و رافع تكلیف وظیفه وكیل یاقاضی باشد.

 


بنابراین به هیچ وجه مطلوب نیست كه وكیل یا قاضی بطور قالبی فكر كند وقدرت استنباط واستدلال منطقی را از خود سلب نماید و نتواند یا نخواهد این گونه استدلالها را بپذیرد ، بلكه باید پذیرای استدلالهای منطقی ومستند عقلی ویافته های فكری وعلمی جدید باشد وبه هیچ وجه شایسته نیست كه درمقابل آن به روشهای غیر علمی پاسخ دهد . بعلاوه طبق تاكید قرآن كریم : ‹‹ ولاتقف ما لیس لك به علم ›› . 

از طرفی انجام تكلیف در این مشاغل مستلزم جهد وكوشش واجتهاد است كه در هر پرونده ای بایدبه نوعی انجام شود ،‌بنابراین كسی كه به این مهم عمل نماید بعید است دچار بی مسوولیتی ، روزمرگی وبی تفاوتی در مقابل قضایا گردد ، زیرا عالمانه عمل كردن واجتهاد نمودن علاوه براینكه مستلزم پویندگی وتلاش است ، خود موجب پویایی وپیشرفت عامل به آن می شود واز این رو كسی كه این چنین عمل نماید اصولاًازكار خود لذت می برد و قطعاً در هر موضوعی به یافته های جدیدی هم دست می یابد كه به نوعی می تواند در امور دیگر كمك كار اوباشد . بنابراین كسی كه بابی تفاوتی وبی مسوولیتی عمل نماید شاید بتوان گفت كه شرافت شغلی را رعایت نكرده است وعمل اواز حداقل ارزش برخوردار می باشد وممكن است دچار عقوبت اخروی نیز گردد . وشاید به همین دلایل است كه پیشوایان دینی فرموده اند : دانشمندان حاكمان برمردمند وفضیلت دانشمند بردیگران مانند برتری پیامبر بر امت است .

 

شجاعت خصیصه لازم برای وكیل دادگستری است . وكیل دادگستری ، آنگاه كه لازم بداند ، برخلاف جهت آب شنا میكند : دفاع ازمخالفین حكومتها را برعهده میگیرد . از كسانی دفاع میكند كه بخت ازایشان برگشته و مغضوب دولتها و دولتمردان واقع شده اند . 
بیجهت نیست كه بسیاری از وكلای مدافع ، آزادی و آبرو و مال وحتی جان خود را بر سر سودای تضمین حق دفاع مردم در جوامع مختلف گذاشته اند .

 

پس یك وكیل خوب و موفق باید تلاش نماید كار ماهیتاً با ارزش وكالت وقضاوت را نه صرفاً به دید مادی وكسب در آمد وشغلی برای امرارمعاش بلكه به نیت احقاق حق واجرای عدالت و دفع ظلم وحل مشكلات انسانها دنبال كند و جنبه معنوی كار را از یاد نبرد كه ارزش آن بسیار گرانبهاست واز فرصت به دست آمده واختیار و توانی كه جامعه در اختیار او نهاده است نهایت استفاده را جهت خدمت واقعی با تجهیز خود به علم واخلاق وكمال شغلی ببرد .

 

 

یك وكیل سوگندیاد كرده است كه :

» . . . همیشه نظامات و قوانین را محترم بشمارد و جز عدالت واحقاق حق منظوری نداشته باشد . . . و از اعمال نظریات سیاسی وخصوصی و كینه توزی و انتقامجوئی احتراز نماید .




طبقه بندی: اشتغال به وکالت،
[ دوشنبه 7 اسفند 1391 ] [ 08:02 ب.ظ ] [ مهدی رحمانی منشادی ]
فردی كه معتاد به موارد مخدر میباشد بر اثر تزریق اشتباهی آمپول فوت می نماید و در نظریه پزشكی قانونی میزان تأثیر تزریق اشتباه در روند فوت به میزان 10% گزارش شده است . دادگاه بدوی حكم به پرداخت 10% دیه متوفی صادر نموده است . این لایحه درمقام اعتراض تجدید نظر به دادنامه بدوی و استدلال بر پرداخت 100% دیه كامل تنظیم گردیده است .

بسمه تعالی

ریاست محترم شعبه ........ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجانشرقی

با سلام ؛ احتراما در ارتباط با پرونده كلاسه ....... آن شعبه محترم به عنوان اولیای دم مرحوم ....... و در پی اعتراض تقدیمی نسبت به رأی شعبه ........ دادگاه عمومی جزائی .......... به استحضار عالی میرساند ؛

اولا- احراز تقصیر خصیصه قضایی دارد و درجه بندی تقصیر نیز از همین خصوصیت برخوردار است . و از این روی تقسیم و تعیین درجه تقصیر بر اساس محتویات پرونده و اظهار و ابراز شده از سوی اشخاص فاقد صلاحیت قانونا قابل اعتنا نیست .

ثانیا- متهم مجوزی برای تصدی تزریقات نداشته است و هشدار های متعدد به آقای ......... توسط شبكه بهداشت داده شده كه برای نمونه تقاضای ملاحظه هشدارهای منعكسه در صفحات .... و ..... پرونده را داریم ، كه در صفحه .... شبكه بهداشت صراحتا به آگاهی اعلام كرده است كه در مطب آقای دكتر ......... افراد فاقد صلاحیت مشغول بكارند . متهم پرونده یكی از این افراد است و تزریق اشتباهی وی عامل قتل به شمار میاید و اشتباه بودن تزریق به شرح مندرجات صفحه ...... پرونده توسط رئیس بیمارستان و مسئول شبكه بهداشت تأیید شده است .

بنا به مراتب باید به این سوال پاسخ اساسی داد ، حتی بر فرض معتاد تلقی كردن مرحوم ......... اگر متهم آمپول رانی تیدین را بجای تزریق وریدی با شیوه صحیح ( تزریق عضلانی ) انجام میداد ( با رعایت مندرجات اطلاعیه «هشدار» گونه ناظر بر تزریق وریدی رانی تیدین )- صفحه 41 پرونده - بازهم قتل پدید میامد؟

آیا همه معتادین صرفا بخاطر اعتیاد فوت میكند ، آنهم اعتیاد خفیفی كه دامنگیر مرحوم متوفی بوده است ؟  به عبارت دیگر وضعیت اعتیاد خفیف بگونه ای بود كه باعث مرگ وی شود ؟ منطقی آن بود پزشكی قانونی به این سؤال پاسخ میداد كه آیا متوفی حتی در فرض تزریق صحیح  آمپول آیا بازهم به دلیل اعتیاد فوت میكرد ؟؟

به نظر میرسد تزریق غلط و ناصحیح آمپول به عنوان یك سبب و عامل پویا سبب اصلی فوت به شمار می آید و اگر برای اعتیاد نیز قائل به سببیت باشیم در حد «شرط » میتواند ایفاء نقش داشته باشد . همه حقوقدانان متفقا اظهار نظر كرده اند كه در مقام اجتماع سبب با شرط ، صاحب شرط زمانی مسئولیت كیفری خواهد داشت كه با صاحب سبب تبانی كرده باشد . به عنوان مثال اگر كسی بدون سوء نیت در ملك خود چاهی حفر كند و شخص دیگری ثالث را عدوانا به آن چاه بیفكند و باعث مرگ وی شود همه حقوقدانان و فقها صراحتا گفته اند متهم كسی است كه ثالث را به درون چاه انداخته است ، هرچند اگر چاهی وجود نداشت قتلی نیز پدید نمی آمد زیرا حافر چاه در اصلاح صاحب شرط به شمار می آید كه در این مورد مسئولیتی متوجه او نیست .

عین این وضعیت در پرونده امر جاری است و متهم را قانونا می بایست در حكم كسی دانست كه ثالث را به درون چاه افكنده و و باعث مرگ او شده است .

و از آنجائیكه مطابق موازین شرعی در « دماء » اصل احتیاط جاری و ساری است و قاعده « درء » در آن خصوص به ندرت قابلیت اجراء دارد ، شدیدا به حكم صادره معترض هستم و متقاضی نقض ردی و صدور حكم بر محكومیت متهم به اعتبار ارتكاب قتل غیر عمدی مرحوم و نتیجتا پرداخت دیه كامل و متحمل مجازات قانونی میباشیم .




طبقه بندی: اشتغال به وکالت،
[ شنبه 5 اسفند 1391 ] [ 07:49 ب.ظ ] [ مهدی رحمانی منشادی ]
جمعیت اسلامی وکلا مشاوره رایگان می‌دهد


رییس جمعیت اسلامی وکلای دادگستری از ارائه مشاوره حقوقی رایگان در روز وکیل‌مدافع خبر داد.

 

اباذر محبی در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با یبان این مطلب، اظهار کرد: به مناسبت فرارسیدن سالگرد استقلال کانون وکلای دادگستری، هر سال جشن استقلال کانون وکلا برگزار می‌شود و جمعیت اسلامی وکلای دادگستری به عنوان سازمان مردم‌ نهاد صنفی برای مشارکت در برگزاری این جشن، برنامه‌هایی را پیش‌بینی کرده است.

 

وی ادامه داد: از آن جا که تجلیل از وکالت و وکلای دادگستری در حقیقت تجلیل از کسانی است که در عرصه دفاع از حق و عدالت به تلاش مشغول‌اند، بزرگداشت چنین روزی می‌تواند در توسعه و تعمیق احترام به قانون و تحقق عدالت موثر باشد؛ به همین مناسبت جمعیت اسلامی وکلای دادگستری با هدف ایجاد ارتباط بیش‌تر با آحاد مردم و اقشار مستضعفی که قادر به پرداخت حق‌المشاوره یا حق‌الوکاله نیستند پیشنهاد کرد هفتم اسفند ماه که مصادف با روز وکیل مدافع است همکاران ما به صورت رایگان در خدمت شهروندان باشند.

 

محبی با بیان این‌که «این پیشنهاد مورد استقبال همکاران ما در جمعیت اسلامی وکلای دادگستری قرار گرفته است» گفت: اعضای این جمعیت آمادگی خود را برای ارائه مشاوره رایگان در روز وکیل‌مدافع به شهروندان نیازمند اعلام می‌کند.

 

وی خاطرنشان کرد: همچنین اقدام در خور تقدیر که از سوی اداره معاضدت کانون وکلای دادگستری صورت گرفته، ایجاد هماهنگی با مرکز رسیدگی به امور مساجد برای همکاران وکیل در مساجد کشور و ارائه مشاوره حقوقی به نیازمندان است.

 

رییس جمعیت اسلامی وکلای دادگستری در پایان سخنان خود از همکاران غیر عضو در این جمعیت درخواست کرد که برای ارائه این خدمت عام‌المنفعه در روز هفتم اسفند ماه، همگام با اعضای جمعیت به ارائه خدمات رایگان بپردازند.




طبقه بندی: اخبار حقوقی، اشتغال به وکالت،
[ شنبه 5 اسفند 1391 ] [ 06:32 ب.ظ ] [ مهدی رحمانی منشادی ]

محاسبه آنلاین انواع هزینه های دادرسی

جهت مشاهده بر روی لینک زیر کلیک نمایید .

 

http://www.adliran.ir/PaymentCash/JSSCalculateCash.aspx




طبقه بندی: اشتغال به وکالت،
[ جمعه 4 اسفند 1391 ] [ 03:03 ب.ظ ] [ مهدی رحمانی منشادی ]
معنی عقد وکالت
وکالت عقدی است که بموجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود می‌نماید. وکالت دهنده را موکل و وکالت گیرنده را وکیل می نامند. وکیل حق تجاوز از حدود مورد وکالت را ندارد و هر معامله که در حدود مورد وکالت انجام دهد بنام و به حساب موکل است مگر خلاف آن ثابت شود. معمول شده که برای انجام بیع و سایر معاملات از عقد وکالت بلاعزل استفاده شود.

انحلال

وکالت به یکی از طرق زیر منحل می‌شود:

۱- فوت و جنون و سفه وکیل یا موکل.

۲-عزل وکیل به‌وسیله موکل

۳-استعفای وکیل از سمت وکالت.





طبقه بندی: اشتغال به وکالت، مقاله حقوقی،
[ جمعه 28 آبان 1389 ] [ 11:15 ب.ظ ] [ مهدی رحمانی منشادی ]
تنظیم وکالتنامه و تعیین وکیل رسمی در بی سی: ضرورتی که نباید پشت گوش انداخت!


علاوه بر وصیت نامه که ضرورت تهیه آن طی چند نوشته در این سایت توضیح داده شده است، تنظیم نمودن وکالتنامه نیزامری بسیار ضروری است که ذیلا به شرح جنبه های مختلف این مهم می پردازیم.

بگذارید چنین فرض کنیم که شما وصیت نامه ای مطابق میل و خواست  خود تهیه کرده اید و بدین ترتیب خیال تان از بابت چگونگی تقسیم اموال و دارایی های تان پس از وفات راحت است. اما آیا اکتفا کردن به تنظیم وصیت نامه کافی است؟ خیر، چراکه صرف دارا بودن وصیت نامه این پرسش را بی پاسخ می گذارد که خدای ناکرده در صورت بروز حادثه یا وضعیتی که به ناتوانی جسمانی یا عقلانی شما (که شق دوم را در اصطلاح حقوقی محجوریت یا فقدان اهلیت قانونی می نامند) بیانجامد، تکلیف چه خواهد بود؟ اگر قرار باشد شما مال یا ملکی را به فروش برسانید یا خریداری کنید، چه کسی به جای شما اوراق و مدارک لازم را امضاء خواهد کرد؟ در چنین شرایطی که امید است برای هیچ کس پیش نیاید، لکن امکان و احتمال پیش آمدش را قطعا نمی توان رد کرد، چه کسی مسئوول سر و سامان دهی به امور مالی شما، از جمله دریافت مطالبات و پرداخت دیون و تعهدات تان خواهد بود؟

درست است که شما در متن وصیت نامه خویش فردی را به عنوان مجری (اگزکیوتور) تعیین کرده اید، اما آن فرد این اختیار را نخواهد داشت که در طول حیات شما ـ حتی اگر دچار ناتوانی جسمانی یا عقلانی شده باشید ـ در امور مالی یا سایر امور تان دخالتی نماید. وظیفه ای که قانونا به عهده مجری وصیت نامه گذارده می شود فقط پس از فوت دارنده وصیت نامه (موصی) به مورد اجرا در می آید و تا آن هنگام وی هیچگونه اختیاری در قبال اموال و دارایی های موصی دارا نیست.

از این رو بدیهی است که برای کلیه  افراد نوزده سال به بالا که در استان بریتیش کلمبیا زندگی می کنند،  تنظیم یک وکالتنامه و دادن اختیار به وکیل مورد نظر به همان درجه اهمیت دارد که در مورد تنظیم وصیت نامه شرح داده ایم. پیامد های عدم تنظیم یک وکالتنامه جامع و معتبر  و تعیین وکیل می تواند هزینه بردار، کلافه کننده و زمان بر باشد، زیرا هرکس از میان بستگان یا دوستان شما که تمایل و آمادگی پذیرش چنین مسئوولیتی را داشته باشد، می باید مراحل قانونی عرضه درخواستی بدین مضمون به دادگاه را طی نماید. و اگر چنین فرد راغب و آماده ای در میان دوستان و بستگان شما یافت نشود یا قدم به جلو نگذارد، آنگاه مقام دولتی امین عمومی کلیه اموال و دارایی های شما را تحت کنترل خود در آورده و تصمیمات مربوط به نحوه زندگی و رفاه شما را نیز راسا اتخاذ می کند.

ضوابط و شرایط لازم برای موکل (یا وکالت دهنده) چیست؟ چنین فردی صرفا می باید حائز دو شرط باشد؛ نخست اینکه کمتر از نوزده سال تمام نداشته باشد، و دوم اینکه از سلامت و توانایی کامل عقلانی برخوردار باشد.

وکالتنامه سند رسمی ای است که بلافاصله پس از به امضاء رسیدن آن توسط موکل و وکیل، ضمانت اجرایی می یابد. به همین دلیل در برخی موارد ممکن است صلاح موکل در این باشد که اصل سند وکالتنامه را در اختیار فردی که در آن سند وکیل شناخته شده است قرار ندهد، بلکه فقط وکیل را از موجودیت و مکانی که وکالتنامه در آن حفظ می شود مطلع سازد. این مکان می تواند صندوق امانات بانک باشد، یا دوست یا خویشاوندی مورد اعتماد که فقط در صورت حصول اطمینان از ناتوانی جسمانی یا عقلانی شما وکالتنامه را به وکیل تحویل خواهد داد. ناگفته نماند که هرگاه موکل اراده کند، وکالتنامه ای که از جانب وی به فرد دیگری به عنوان وکیل داده شده است، قابل فسخ خواهد بود و اطلاعیه فسخ وکالتنامه می بایست به وکیل مربوطه ابلاغ شود. همچنین صلاح موکل در این خواهد بود که فسخ وکالتنامه خویش را به اطلاع اداره ثبت املاک بی سی (لند تایتلز) و نیز بانک هایی که موکل در آن دارای حساب است برساند. 


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشتغال به وکالت، مقاله حقوقی،
[ جمعه 28 آبان 1389 ] [ 10:59 ب.ظ ] [ مهدی رحمانی منشادی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

سایت حقوقی مهدی رحمانی منشادی


مهدی رحمانی منشادی

افتخارات علمی اینجانب: رتبه 1 کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، رتبه 1 ورودی کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشگاه تهران، رتبه 1 کارشناسی ارشد حقوق اقتصادی، رتبه 12 کارشناسی ارشد مالکیت معنوی، رتبه 10 کل رشته کارشناسی ارشد حقوق، استاد دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری کانون وکلای یزد
هدف اصلی از این وبلاگ راهنمایی و کمک به شما دوستان است.
وایبر، واتس آپ، لاین، هایک، تلگرام : 09223241428
مشاوره حقوقی و پاسخگویی به سوالات بعد از پرداخت حق المشاوره
نکته: لطفا سوالات خود را ابتدا اس ام اس بزنید.
کانال تلگرام مخصوص وکلا :
https://t.me/joinchat/BC35b0SHLF3DrvPMcnnucA
منبع اکثر ارا پژوهشگاه قوه قضاییه می باشد.
ایمیل: vakilehamrah@gmail.com-vakilehamrah@yahoo.com
گروه یاهو: https://groups.yahoo.com/group/vakilehamrah
گروه گوگل: vakilehamrah@googlegroups.com
سامانه پیامک اختصاصی: 30002100960960
توضیح: دوستان می توانند هر گونه انتقاد، شکایت خود نسبت به مطالب را با ذکر موضوع، در قسمت نظرات گذشته یا به شماره تلفن ذکر شده پیامک کنند.
جهت همایت از سایت بر روی بنر مشاوره حقوقی تلفنی در سمت چپ کلیک کند.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات سایت

  • تک تاز بلاگ | قیمت دلار | تبادل اطلاعات
  • مدرسه وکالت و تجارت

    * نام و نام خانوادگی :
    آدرس وب سایت :
    * آدرس ایمیل:
    سن :
    شهر :
    تلفن :
    آدرس :
    نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
    نحوه آشنایی شما با ما:
    موضوع پیام:
    *پیام:

    فرم تماس از پارس تولز